بر اساس مطالعه منتشر شده در ژورنال Diabetic Medicine، دیسترس یا پریشانی مرتبط با دیابت در بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع 1 و آگاهی ضعیف از هیپوگلایسمی نسبت به افرادی که قبل از وقوع هیپوگلایسمی علایم آن را درک می کنند و از وقوع آن مطلع می شوند، شدیدتر است.
دکتر نمام علی، رزیدنت بخش داخلی در مرکز پزشکی دانشگاه رادبود، در هلند، و همکاران نوشتند: مطالعه ما رابطه ی مداوم بین اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی و دیسترس دیابتی را با تظاهرات در همه ی احساسات، توانایی های شناختی و رفتارها، علیرغم استفاده از حسگر گلوکز، نشان داد. دادههای ما به طور کلی شبیه به اطلاعاتی است که قبلاً در جمعیتهایی با استفاده ی کمتر از حسگرها گزارش شده بود.
دکتر علی و همکارانش یک مطالعه مقطعی بر روی نوجوانان و بزرگسالان 16 ساله و بالاتر مبتلا به دیابت نوع 1 و بدون بستری اخیر در بیمارستان به دلیل یک اختلال روانپزشکی یا بیماری روانپزشکی همراه شدید، انجام دادند. داده های بالینی از طریق پرسشنامه به دست آمد و از طریق مدارک پزشکی تأیید شد. پرسشنامه کلارک برای تجزیه و تحلیل وضعیت آگاهی از هیپوگلایسمی اجرا شد. شرکت کنندگانی که حداقل چهار امتیاز از هفت امتیاز ممکن را کسب کردند، بهعنوان افراد دارای اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی شناسایی شدند.
گروه مورد مطالعه همچنین نظرسنجی حوزههای مشکل دار در دیابت را برای اندازه گیری پریشانی عاطفی مرتبط با دیابت، نظرسنجی- IIترس از هیپوگلایسمیرا برای اندازهگیری ترس از هیپوگلایسمی، نظرسنجی نگرشها به آگاهی از هیپوگلایسمی را برای ارزیابی نگرشها یا باورها به هیپوگلایسمی مشکلساز، تکمیل کردند. همچنین محققان با استفاده از ابزار غربالگری بالینی Nijmegen، شدت رویدادهای هیپوگلایسمی و هایپرگلایسمی را اندازه گیری کردند و از مقیاس اجتناب از هایپرگلایسمی برای ارزیابی اقدامات انجام شده برای جلوگیری از هایپرگلایسمی استفاده نمودند.
تعداد 422 بزرگسال در این مطالعه شرکت کردند (51.9 درصد مرد؛ میانگین سنی 50 سال)، که 82 نفر از آنها دچار اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی و 340 نفر دارای آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی بودند. میانگین مدت زمان دیابت در گروه مورد مطالعه 30 سال و میانگینHbA1c آنها 7.6 درصد بود.
از شرکتکنندگان، 24.2 درصد دچار پریشانی عاطفی مرتبط با دیابت، با حداقل هشت امتیاز از نظرسنجی حوزههای مشکل در دیابت، بودند. دیسترس دیابتی بالا در بزرگسالانی که دچار اختلال آگاهی از هیپوگلایسمی بودند، در مقایسه با افرادی با آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی شایعتر بود(34.5 درصد در مقابل 21.5 درصد، P=0.008).
همچنین بر اساس نظرسنجی- IIترس از هیپوگلایسمی،بزرگسالان مبتلا به اختلال آگاهی از هیپوگلایسمی در مقایسه با افراد با آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی، ترس از هیپوگلایسمی بیشتری داشتند.
شدت رویدادهای هیپوگلایسمی برای افراد مبتلا به اختلال آگاهی از هیپوگلایسمی در مقایسه با بزرگسالان با هوشیاری طبیعی، شدیدتر، ناراحتکنندهتر و با احساسات قویتر ارزیابی شد. تفاوتی در شدت هایپرگلایسمی مشاهده نشد. بزرگسالانی که دچار اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی بودند، نگرانی بیشتری داشتند و رفتارهای اجتنابی بیشتری را در مقیاس اجتناب از هایپرگلایسمی در مقایسه با بزرگسالان با آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی نشان دادند.
در تجزیه و تحلیل حساسیت، که فقط کاربران پایش مداوم گلوکز(فناوریCGM) را بررسی نمود، مشخص گردید که استفاده از این فناوری تفاوتهای بین بزرگسالان مبتلا به اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی و افراد با آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی را تغییر نداد.
محققان نوشتند: ظاهراً استفاده ی گسترده از فناوریCGM اسکنشده ی متناوب، این شکاف بین اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی و آگاهی طبیعی از هیپوگلایسمی را برطرف نکرده است. مطالعات بیشتری برای بررسی استراتژیهای مداخلهای، چه روانشناختی یا تکنولوژیکی، برای کاهش ناراحتیهای ناشی از دیابت، بهویژه در افرادی که با وجود استفاده از حسگر، دچار اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی هستند، مورد نیاز است.
نکات کلیدی:
· بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع 1 و اختلال در آگاهی از هیپوگلایسمی نسبت به افراد دارای هوشیاری طبیعی، پریشانی دیابتی بدتری داشتند.
· این یافته ها در تجزیه و تحلیل حساسیت کاربرانCGM ، تغییری نکرد.
منبع:
https://www.healio.com/news/endocrinology/20230726/diabetes-distress-worse-among-adults-with-impaired-hypoglycemia-awareness